از قرار معلوم اين پزشكان ايتالياي جنوبي به دام‌پزشكي توجه بيشتري داشتند. جوردانو روفيو كه در خدمت فردريك بود، رساله‌اي در معالجه‌ٴ اسبان به يادبود امپراتور نوشت‌، كه بيشتر مطالب آن نتيجه‌ٴ مشاهدات خودش بود. اين مهم‌ترين رساله‌ٴ قرون وسطا، در اين زمينه بود. بارتولوميوي مسينايي‌، كه در دربار مانفرد برآمد، رساله‌ٴ هيروكلوس را از يوناني ترجمه كرد. هم‌چنين‌، رساله‌اي داريم به لهجه‌ٴ سيسيلي از شخصي به نام بارتولوميو اسپادافوراي مسينايي‌. آيا اين هر دو بارتولوميو يك نفرند؟ موسي پالرمويي كه در خدمت شارل آنژو بود، رساله‌هاي‌ منحول بقراطي را از عربي ترجمه كرد. بالاخره بونيفاس يوناني كتابي نوشت به لاتيني (يا يوناني‌؟) كه در قسمت مربوط به طب يوناني بدان خواهيم پرداخت‌.
بزرگ‌ترين پزشك ايتالياي جنوبي برونودا لونگوبورگو از مردم كالابريا بود كه در سالرنو تحصيل كرد، ولي زندگي خود را در شمال ايتاليا گذراند و در آن جا شهرت يافت‌. هم‌اكنون‌، بدو خواهيم پرداخت‌.
از يك ناپلي ديگر هم مي‌توان نام برد، به نام جوواني پروسيدايي‌، هرچند او بيشتر سياستمدار بود تا پزشك‌. با اين حال‌، خلاصه‌اي درباره‌ٴ اعمال طبي بدو منسوب است‌.
همين‌قدر درباره‌ٴ جنوب كافي است‌. اكنون‌، بهتر است به شمال ايتاليا برويم‌، كه در آن زمان ــ به‌ويژه بولونيا ــ مركز طب عالم مسيحيت بود.
دو مترجم با پادوا و ونيز مربوطاند. يك يهودي به نام بوناكوزا كليات ابن رشد را در 1255، در پادوا از عربي ترجمه كرد. پاراويكيوس در حدود 1281، در ونيز، التيسير ابن زُهْر را با كمك‌ يك يهودي به نام يعقوب از عبري ترجمه كرد. هرچند ترجمه‌ٴ پاراويكيوس به خوبي ترجمه‌ٴ پيشين جوواني كاپوايي نبود، آن را تحت‌الشعاع قرار داد.
پيشروترين شعبه‌ٴ طب جراحي بود. تحت تأثير جنگ‌هاي صليبي و جنگ‌هاي متمادي‌ مكتب جراحي سالرنو اعتبار زيادي به دست آورده بود. در آغاز سده‌ٴ سيزدهم‌، رولاندوي‌ پارمايي بهترين سنت‌هاي جراحي سالرنو را به بولونيا برد و تحت تأثير مشترك سالرنو و بولونيا اوگوتيوي بورگونيايي و پسرش تئودوريك مكتب جراحي تازه‌اي ايجاد كردند. مساعي آنان در طول سده ادامه يافت‌، پدر پيش از 1259، درگذشت‌؛ ولي پسر تا 1298، زنده بود. در اين اثنا، برونودا لونگوبورگو يكي ديگر از اهالي جنوب ايتاليا در پادوا مقيم شد و در حدود 1252، رساله‌ٴ كبير خود را در آن جا تأليف كرد. اين كتاب معرف مرحله‌ٴ جديدي در انتقال طب عربي به غرب و تكميل بعدي آن در جهتي تازه بود. مهم‌ترين مرجع استناد برونو، ابوالقاسم بود، ولي خود او تجربه‌هاي فراواني داشت‌. رساله‌ٴ كبير پيش از پايان سده‌، به عبري ترجمه شد، و بدين ترتيب در يهوديان هم مانند مسيحيان موٴثر افتاد.
گيللمو ساليچتويي حتي از برونو هم برتر بود. او رساله‌ٴ طبي خود را در 1275، در ورونا